صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

مقدمه 47

رسالة في الحدوث ( حدوث العالم )

بحث ديگرى در خصوص چگونگى ربط متغيّر به ثابت وجود دارد كه در فصل مستقلّى از كتاب أسفار ديده مىشود « 1 » ؛ امّا در اين رساله در بين مباحث فصل چهارم مطرح شده است . اين دو بحث ، در فلسفهء صدرايى به يك مسأله تبديل مىشوند ؛ زيرا بر أساس آموزه‌هاى صدر المتألّهين ، معناى دقيق « حدوث » همانا تغيّر جوهري أشياء است . صورت اين مسأله را وى در فصل چهارم اين رساله « 2 » تبيين مىكند ، ودر حلّ آن با فلاسفهء پيشين تا بدانجا همداستان مىشود كه اگر چيزى در عالم وجود داشته باشد كه تغيّر وحدوث ، صفت ذاتي آن باشد ، مىتوان بواسطهء آن چيز متغيّرات را به ثابت استناد داد وحوادث را با قديم مرتبط دانست . امّا در تعيين مصداق اين واسطهء ارتباط ، ملّا صدرا خود را از ديگران جدا وطبيعت أجسام را بعنوان واسطه معرّفى مىكند . در اين فصل ، وى با تفصيل بيشترى به بيان اختلاف نظر خود با ديگران در تعيين مصداق واسطهء ارتباط بين حادث وقديم پرداخته ، سعى مىكند ديدگاه خويش وجوانب آن را شفّافتر نمايد . وى در ابتدأ سخنى از گذشتگان را - كه در نظرش صائبترين آمده است - نقل مىكند كه در آن ، حركت دورى فلكى بعنوان واسطهء ارتباط پيشنهاد شده است : اين حركت ، از سويى ماهيّتش عين تغيّر وحدوث است ، واز ديگر سو دائمي وهميشگى ؛ وهمين ويژگى دو سويه سبب مىشود تا بتوان آن را هم معلول امرى قديم دانست ، وهم علّت ساير حوادث . آنگاه در مقام نقد مىگويد كه اين سخن اشكالات بسيارى را برطرف مىسازد ، ولى در عين حال كاستيها وكژيهايى در آن وجود دارد كه چهار مورد از آنها را

--> ( 1 ) رك : الحكمة المتعالية ، ج 3 ، ص 68 . ( 2 ) رك : همين رساله ، ص 50 - 52 .